محمد رضا واليزاده معجزى

110

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

براى خود شما كه فرمانده لشكر مىباشيد محتاج كسب اجازه است و چه‌بسا كه موجب مواخذه شود ؛ بعلاوه از مسأله مسؤوليت هم كه بگذريم ، شما چگونه مىخواهيد از اين حلقه آتش كه گرداگرد شهر و پادگان را گرفته عبور كنيد و اين سد محاصره را بشكنيد . مطمئنا دو ثلث نيروى خود را در اين بن‌بست از كف خواهيد داد . البته هركار دشواريهايى دارد كه با صبر و حوصله و مقاومت از ميان مىرود . ما اهل خرم‌آباد تا جان در بدن داريم نمىگذاريم اين‌جا را ترك كنيد . چنانچه براى مواد اوليه غذايى معطل هستيد هرچه در خانه و دكانهاى خود ذخيره داريم در اختيار شما مىگذاريم . بعد از معين السلطنه ، شير محمد خان ايلخانى هم مطالبى قريب به همين مضمون ايراد كرد و روحيه شاه‌بختى را قدرى تقويت نمود . در اين حال بودند كه جمعيت تجار و سرشناسان و محترمين شهر خرم‌آباد وارد شدند و همگى در مقام استمالت فرمانده لشكر برآمده و گفتند كه ما اهل اين شهر علاوه بر تأمين احتياجات غذايى نيروى شما حاضريم با طيب خاطر هرچه پول هم لازم داريد در دسترس شما قرار دهيم و خودمان هم تفنگ برداشته دوش‌به‌دوش نفرات واحدهاى شما با مهاجمين بجنگيم . خلاصه از اين مقولات بسيار گفته شد و هردليل و برهانى كه سرتيپ محمد خان اقامه مىكرد ، معين السلطنه و شير محمد خان آن را رد مىكردند . آخر الامر شير محمد خان گفت : قربان ! ما اگر بتوانيم تا آخر تابستان مقاومت كنيم اين عشايرى كه دور شهر را گرفته‌اند هركدام در محل خود كشاورزى و دامدارى و مشاغل و گرفتاريهاى ديگر دارند و عيالات آنها بىسرپرست است ، به اضافه اين اشخاصى كه ما را محاصره كرده‌اند هريك تعدادى فشنگ در قطار يا پر شال خود گذاشته‌اند ، فشنگها را كه تمام كردند دنبال كار خود مىروند و خودبه‌خود اين سد محاصره شكسته مىشود . به هرنحو بود شاه‌بختى را از تخليه پادگان منصرف كردند و قرار شد اهل شهر احتياجات پادگان را تأمين كنند و به مقاومت ادامه دهند . امير احمدى مجددا مامور لرستان مىگردد توضيح داديم كه امير احمدى بعد از اعلام پشتيبانى نسبت به سردار سپه از خرم‌آباد به همدان و از آن‌جا به تهران رفت تا روحيه وزير جنگ و فرمانده خود را ببيند . سردار سپه [ . . . ] بعد از پشتيبانى و اظهار خلوصى كه از ناحيه فرماندهان لشكرها ديده بود در مقام تلافى برآمده و براى قدردانى غالبا آنها را جهت صرف شام يا ناهار به خانه خود دعوت مىكرد .